6 ماهگی قند عسلم
سلام بر دختر گل خودم![]()
6 ماهگی دخمل طلا با چند روز تاخیر مبارک
عزیز دلم بخاطر اینکه روز واکسن زدنت مصادف شد با عید فطر امروز بردمت برای واکسن و الان هم خوابیدی، امروز من وشما تنها رفتیم، عزیز جونی یه خورده کسالت داشت برای همین باید استراحت کنه، دخترکم دعا کن حال مامان عزیزم خیلی زود خوب بشه که اصلا نمیتونم تحمل کنم که حتی یه خورده مریض باشه،
اما بریم سراغ کارهای شما تو این ماه:
روزهای اول ماه 6 بود که بالاخره تونستی غلت بزنی، اوایل یا دستت می موند زیر شکمت یا سریع صدات بلند میشد که بیای به پشت اما الان غلت زدنو دوست داری و راحت غلت میزنی ،یه بارم خدا بهم رحم کرد که سرت به میز تی وی نخورد ، فقط یه دقیقه تنها بودی و با تی وی هم فاصله داشتی......خلاصه اینکه بلا شدی
فرنی خور قهاری شدی، دو روزه حریره بهت میدم که از اونم خوشت اومده![]()
دیگه اینکه چند ثانیه میتونی بشینی و خیلی خوب همه چیزو سمت دهنت میبری و دستت رو دراز میکنی برا گرفتن هر چیزی که ببینی، اواسط ماه بود که دیدم خانم پاشو کرده تو دهنش و از اون روز بازیت شده با پاهات بازی کردن و خوردنشون![]()
یه بازی دیگه هم این که بغلم باشی میزنی رو دستم و خوشت میاد
دوشبی بود که خوب نمیخوابیدی ، دقیقا وقتی 6 ماهت پر شده بود قبلا فقط برای شیرت بیدار میشدی اما الان باید شب و نصفه شب بزارمت رو پام ، حدس میزدم برا دندونت باشه اما لثه هات تغییری نکرده ، دیشب یه خورده بهتر خوابیدی ، البته دیشب برای اولین بار کل شبو پیش خودم خوابیدی تو گهوارت نزاشتم 
یسنای ناز من از خدا میخوام در پناه الله همیشه صحیح و سلامت باشی و همه بچه ها همیشه سلامت باشن
خدای مهربان به همه کسایی که آرزوی مادر شدن دارن فرزندانی سالم و صالح عطا کنه![]()


6 ماهگی قند عسلم 

